جوانب


امروز منو دوستم که داشتیم از دانشگاه برمیگشتیم

توی محوطه به سمت درب خروج

دو تا از پسرای کلاسمون که ماشین دارن

گفتن که مسیرمون یکیه و‌برسونیمتون گرمه هوا

دوستم گفت دستتون درد نکنه داشت میرفت سوار شع

گفتم ممنون اقای فلانی لطف دارین راستش میخوایم پیاده برگردیم یه هوایی به سرمون بخوره بعد امتحان

حس میکنم ناراحت شد همکلاسیمون

 

 

به نظر من اینکه میرسوندمون خیلی چیز خاص و‌ بزرگ و بدی نبود

ولی ما دانشجوایم و از سوپر مارکت روبه روی خونمون تا دفتر بیمه ی دم درمون ما رو میشناسن

اگه میخواستیم در خونمون از ماشین دوتا پسر پیاده شیم

ممکن بود هزار جور فکر کنن…

جدای از این مسئله اگه سوار میشدیم یه مرحله نزدیک تر میشدیم…دلم میخواد یه حدی بین خودمو پسرامون قائل باشم…بد اخلاق نیستم ولی نمیخوام صممیی بشم باهاشون

خلاصه یه جاهایی نگه داشتن جوانب احتیاط زیادی هم بد نیست


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *